روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
524
شرح شطحيات ( فارسى )
كه حقيقت حقّ معاينه كند ، بگدازد و فانى شود ، و انائيّت ازو بر خيزد . آن ذرّه از ذرارى طلوع شمس ازليّات ( از ) مشارق « 2 » قدم بود ، پنداشت كه ذرّهئى از آفتاب است . خود را قديم دانست . آن از لذّت يافتن قدم بود ، نه « 4 » از قدم او بود . آنچ او ديد از گنج قدم ، تلبيس در عدم بود . اگر عيان بعيان بديدى ، در عيان نبودى ، و در ميان نبودى . فعل بود ، پنداشت كه صفت است . صفت بود ، پنداشت كه ذات است . بذات ذات بود ، نه بحدثان . غير بين است ، و بين أين است ، و بين كفر است . كفر بعد است ، بعد حجاب است ، حجاب نكره است ، نكره مكر است ، مكر تلبيس است ، تلبيس تحويل است . متلوّن از قدم كيست ؟ متحوّل از ازل كيست ؟ متغيّر بقتل و ضرب و صلب و حرق از انائيّت أبد كيست ؟ « فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » « 11 » « لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ » « 12 » « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » « 14 » . ( 1007 ) گفتنش « 13 » كه « در آسمان « 15 » داعى ملايكه بود ؛ در زمين داعى انس و جنّ . ايشان را مستحسنات نموده ، و اينها را مستقبحات . در آسمان معلّم ملايكه بود بطاعات . » ( 1008 ) قال : چنين بود . بعد از آن مسخ گشت ، در زمين جلد گشت بتزيين قهر جنّ و أنس را . در اوّل امر مستحسنات بدانست و در
--> ( 2 ) ( از ) مشارق : عن مشارق A ( 4 ) بود نه S : بودند M ( 11 ) فَاعْلَمْ أَنَّهُ . . : سورهء 47 ( محمد ) آيهء 21 ( 12 ) لَمْ يَلِدْ . . : سورهء 112 ( الاخلاص ) آيهء 3 ( 14 ) لَيْسَ . . : سورهء 42 ( الشورى ) آيهء 9 ( 13 ) گفتنش : يعنى گفتن حلاج در حق ابليس ( 15 ) در آسمان : انه كان فى السماء داعيا ، اى داعى الملائكة يريهم المحاسن ، و فى الأرض داعيا ، اى داعى الانس و الجن الى القبائح A